|
هر چه آرزوی خـوب مال تـو هر چی کـه خاطره داری مال من
اون روزهای عاشقانه مال تو این شبهای بی قراری مال مــــن به دریای غمت دل می زنم من که در عشق تو دریا دل منم مـــن اگر در کلبه ی غیر تو نــــــبرم به چشمان سیاهت دشمنم مـــن به چشمان قشنگ عهد بستم تو را چون جان شیرین می پرستم چقدر سخته تو چشای اونیکه تموم عشقتو ازت دزدید و به جایش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت باشی حس کنی هنوز هم دوستش داری . چقدر سخته خواسته باشی سر تئ باز به دیواری تکیه بدی که یک بار زیر آوار غرورش تمام وجودت لح شده چقدر سخته ساعت ها با هاش حرف بزنی ولی وقتی بهش رسیدی هیچ چیز به جز سلام نتونی بگی چقدر سخته پشتت بهش باشه و دونه های اشک گونه هات رو خیس کنه ولی مجبور بشی بخندی تا نفهمه هنوز دوستش داری چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغچه دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی اون و قت آروم زیر لب بگی : گل من باغچه ی نو مبارک
دیرنیست به هم بیگانه نیستیم احساسمان ، آرزوهایمان و نگاهایمان باهم گره خورد من تو را در قصه های شیرین عاشقانه ام جاداده ام پنجره های امید و شادی را باز خواهیم کرد و ترانه خوش آهنگ صمیمیت را با هم خواهیم خواند گل های از مهربانی و خوشبختی را در باغچه دلمان خواهیم کاشت تا بعد از این صداقت مان صدای زلال خوشبختی مان را به افق های دوردست برساند دیگر کسی نمانده همه رفته اند و تنها خاطرهاست که می ماند در ازدحام پر صدا های این سکوت دغدغه بی تو بودن شیشۀ نازک تنـــــهای و احســــاســـــم را تلنگر میـــــــــــزنـد در انتهای جادۀ کوچه باغ های کودکی سر، ردپای نگاهت را نشان میدهد ومن چه آرام روی بـــــال خیال نوشته ام ما با هم می توانیم تا انتهای جادۀ خوشبختی برویم !
عشقم تا همیشه باهات هستم.... در روزهای خوب در روزهای بد.... در روزهای شادی در روزهای غم..... هیچ وقت و هیچ وقت تو را ترک نخواهم کرد
یه دخترم... یه دخترم یه دختر دل شکسته
یه دختری که از این دنیا دیگه شده خسته توش همش پر سختی و درده تو این دنیا ندیدم خوشی برای چند لحظه همش دیدم اشک و گریه همش دیدم غم و غصه دیگه از این دنیا شدم خسته دیگه دلم نمیخواد بمونم زنده دلم دیگه نمیخواد بمونم زنده میخوام برم تو یه دنیای دیگه ببینم چیزای تازه ببینم اون دنیا هم داره غم و غصه؟؟؟ دیگه دلم نمیخواد بمونم زنده...
برایت خاطراتی بر روی این دفتر سفید نوشتم که هیچکسی نخواهد توانست چنین خاطرات شیرینی را برای بار دوم برایت باز گوید. چرا مرا شکستی ؟چرا؟ اشعاری برایت سرودم که هیچ مجنونی نتوانست مهربانی و مظلومیت چهره ات را توصیف کند چرا تنهایم گذاشتی ؟چرا؟ چهره پاک و معصومت را هزار بار بر روی ورق های باقی مانده وجودم نگاشتم چرا این چنین کردی با من ؟چرا؟ زیباترین ستارگان آسمان را برایت چیدم. خوشبو ترین گلهای سرخ را به پایت ریختم. چرا این چنین شد/؟چرا؟ من که بودم؟ که هستم به کجا دارم می روم
كجایی بهترینم دیگر صدایت را نمیشنوم و تاریكی تنهایی مرحمی شده است بر دل شكسته ام كجایی؟ آنگاه كه صدایت میكنم و در امتداد تاریكی به دنبال نور میگردم اثری از تو نیست و صدایت را نمیشنوم تو همان مسافر قریبی بودی كه در جاده تنهایی قلبم پا گذاشتی ولی امروز تو رفته ای ولی هنوز رد پایت بر روی قلبم جاریست هنوز هم صدای گام برداشتنت را میشنوم آرام آمدی و آرامتر رفتی یادگاری بر روی جاده قلبم گذاشتی و من برای همیشه جاده قلبم را بستم تا دیگر كسی پا بر روی تنها یادگاریت نگذارد كجایی مهربانم در تمام مدت ورودت همیشه همچون ابری بالای سرت بودم تا نور خورشید تو را اذیت نكند وقت ناراحتیت و خستگیت هر آنچه در آنجا بود برایت به ارمغان آوردم ولی هیچ گاه فكر نمیكردم تو روزی به انتهای جاده قلبم میرسی هرگاه كه به دوردستها مینگریستم انگار انتهایی نداشت و بی انتها بود ولی افسوس كه اشتباه فكر میكردم و دیگر فرصتی نیست تو رفته ای تو رفته ای و من تنها تر از همیشه با خدایم خلوت میكنم خلوتی سخت و به یاد تو در درگاه خداوند طلب سلامتی و خوشبختیت را میكنم
من با تو بودم گرچه رفتی
برای تو اما عشق
می ترسم... عاشق تر از این بودم اگر لخظه پرواز
زيباترين تصويري که در
|
About![]()
سلام دوستان خوشحالم که از وبلاگ خودتون دیدن می کنید.کسانی که عاشق هستند این شعر بخونند. Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 Links
پی ال سی |